![]() |
![]() |
|
| از می نویسم |
|
رزاق همه خداست٫ و نایب آن : دولت. والتر بنیامین چند روز دیر کردم چند روز دیر می کنم گفته باشم همه چیز خوب است. دقیقا وقتی فکر می کنید مرده ام مادرهایتان را دوست دارم
۹۰*۳۹
من جوان بودم در انزوا می لفتم من سرم پر از پاهایی بود که دادا بر سرم وجب می کرد من از تپه هام می آیم ورق ریزانم وجب خوردنم را دندانه دار می مردم آتا ترک بود ای از ترانه های خالی مدرسه پرسه می زنی و می خندی اما خنده ات به سرم می زند تاوان ندهم هر از گاهی کمرها را راه راه به دندان می کشم آزار می رساندم آزار می ماندم کسی نمانده بود تمام مان مراحل پاکی را گذرانده بودیم کمی کلاغ می آمد و در روز کار می کرد زمستان ۸۶ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 18:30 توسط بهزاد مرسلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
بهمن 84 آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 آذر 1386 شهریور 1386 آذر 1385 شهریور 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|