تبليغاتX
کافه84
از می نویسم
 دستی روی سرطان پدرم دراز می کشد

 کمی دور تر در تبعیدگاه دور تری

 کاغذها به جان هم می افتند و عذای عمومی اعلام

  می شود

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 12:4  توسط بهزاد مرسلی |